به گزارش روراستی، در سال ۱۳۵۷، مدارس صحنه تقابل آرام دو اندیشه بود. در این میان، دانشآموزان مؤمن، حلقههای اتصال جامعه به پیام انقلاب بودند. خانم مریم حاج جعفر، که در آن زمان دانشآموز سال چهارم دبیرستان بود، خاطراتی از آن روزهای پُرتنش را روایت میکند؛ روزهایی که نوارهای سخنرانی امام خمینی(ره) به شکل مخفیانه دست به دست میگشت و هر دانشآموز، خود را در خط مقدم یک مبارزه فرهنگی میدید.
دبیرستان، سنگر دوگانه
برخی دانشآموزان با پوشش آزاد و طرفداری آشکار از رژیم به مدرسه میآمدند، در حالی که گروهی دیگر، محجبه و در خط مبارزه قرار داشتند. مدیر دبیرستان، خانم گیتی، با همکاری غیرمستقیم خود از دانشآموزان انقلابی حمایت میکرد و در مواقع ضروری نام آنان را در لیست غایبین قرار میداد تا از پیگرد در امان بمانند.
شبکه زیرزمینی پیام
پخش اعلامیه و نوارهای سخنرانی امام، اصلیترین فعالیت دانشآموزان انقلابی بود. آنان با دقت و پنهانکاری، پیامها را در میان افراد مورد اعتماد توزیع میکردند. در دبیرستان شهناز (رسالت فعلی)، مسجد مدرسه پایگاهی برای روشنگری بود و بانوانی مانند خانم سجادی و خانم فهیمی، دانشآموزان را با خط فکری امام آشنا میساختند.
تعطیلی مدارس و اوج درگیری
از نیمه مهرماه ۱۳۵۷ تا پیروزی انقلاب، مدارس تعطیل شد، اما درگیریهای فکری و گاه فیزیکی بین موافقان و مخالفان انقلاب ادامه یافت. با این حال، شبکه پخش نوار و اعلامیه به کار خود در خفا ادامه میداد.
شبی در کوچه بنبست
خانم حاج جعفر خاطرهای از یک شب پرمخاطره تعریف میکند: «با مادرم از جلوی خانه شهید سیدجلال سجادی عبور میکردیم. در آن سوی کوچه بنبست، دو مأمور را دیدیم که در پناهگاه ایستاده بودند. فردا فهمیدیم همان شب آقای سیدجلال را دستگیر کردهاند.»
نسل انقلاب و پرسش امروز
او در مقایسه نسلها میگوید: «برخی امروز میپرسند “برای ما چه کردهاید؟” اما ما باید قدردان خون شهدا و پیروان راه صداقت باشیم. از مسئولان میخواهیم حرف و عملشان یکی باشد.»
سخن پایانی:
خاطرات خانم حاج جعفر نشان میدهد که مدرسه در آن روزها تنها محل آموختن درس نبود، بلکه پادگان فکری و سنگر مبارزه فرهنگی بود. نوجوانان با ایمان و درک عمیق از مسیر انقلاب، در شرایطی دشوار مسئولیت انتقال پیام را بر دوش کشیدند. این روایت، درسهایی از مسئولیتپذیری، هوشیاری و صداقت را برای نسل امروز به ارمغان میآورد.
