دهمین جشن ملی پسته در حالی برگزار شد که پستهکاران هنوز داغ خاموشی چاهها، از دست رفتن بیش از ۵۰ درصد محصول، آسیب به موتورپمپها و هزینههای میلیاردی جابجایی چاهها را بر دل دارند. جشنی بدون برنامه و صرفاً برای دورهمی؛ اما پس از ده سال هنوز یک پرسش ساده بیپاسخ است: خروجی این جشن برای کشاورز، تولیدکننده، صادرکننده و ذینفعان واقعی پسته چه بوده است؟
به گزارش روراستی، جشن پسته در سال عزای پسته برگزار شد؛ سالی که علاوه بر شرایط اقلیمی، خاموشی ۱۰ ساعته موتورهای کشاورزی بیش از نیمی از محصول را از بین برد و خسارت سنگینی به موتورپمپها وارد کرد. جابجایی چاهها هزینههای چند میلیاردی تحمیل کرده و کاهش سهمیه گازوئیل تراکتورها نیز مزید بر علت شده است. بهانه قاچاق سوخت مطرح میشود، اما قاچاق سوخت ربطی به کشاورز ندارد؛ پس چرا تبعاتش را کشاورز باید بپردازد؟
مسئولان از برگزاری پنج سال پشت سر هم جشن خوشحالند؛ اما خروجی این پنج سال، و حتی ده سال، برای کشاورز چه بوده؟ اجحاف در حق کشاورزان را چه کسی پیگیری کرده است؟ آیا گفتهاند «جشن برگزار کردیم» و انتظار دارند همین کافی باشد؟
سال گذشته سال پرمحصول بود، اما به دلیل خاموشیهای مکرر بیش از نیمی از محصول پوک شد. امسال که محصول نیست، کشاورزان با دست خالی و هزینههای سرسامآور نگهداری باغات چگونه باید به سال بعد برسند؟ با وجود نبود محصول، وام کشاورزی نیز در نظر گرفته نشده و نیاز به توجه ویژه دارد.
از سوی دیگر، جشن پسته شفافیت مالی ندارد؛ محل صرف هزینهها کجاست؟ اگر جشن برای دورهمی مردم است، این دعوتها و نمایشهای مسئولان چیست؟ و اگر برای حمایت از پسته است، چرا خروجی ملموسی برای کشاورز، تولیدکننده و صادرکننده ندارد؟
کلنگزنی موزه پسته نیز به سرنوشت طرحهای تکراری دچار شده است. چند سال پیش قرار بود خانه میزانی در حمیدآباد مرمت و به موزه تبدیل شود؛ بعد شرکت تعاونی تولیدکنندگان پسته موزه راهاندازی کرد؛ امسال هم مجدداً محلی برای موزه کلنگزنی شد. کلنگزنیهای مکرر بدون خروجی عملی، تنها نمایش است.
به اسم جشن پسته نباید شو تبلیغاتی راه انداخت. مردم نیاز به شادی دارند، اما شادی مردم نباید محلی برای بهرهبرداری سیاسی و تبلیغاتی شود.
پژوهشکده پسته نیز جایگاه مهمی دارد. این مجموعه پیشتر مؤسسه تحقیقات پسته بود و بعد به پژوهشکده تبدیل شد. جا داشت جایگاه اصلی خود را حفظ کند و برای کمک به کشاورزان تقویت شود، نه اینکه زیر سایه جشنها و کلنگزنیها کمرنگ بماند.
و در پایان… اگر جشن پسته خروجی برای کشاورز ندارد، نامش جشن نیست؛ نمایش است. مسئولان به جای برگزاری مراسم و کلنگزنی باید پاسخ دهند: خاموشی چاهها را چه کسی جبران میکند؟ سهمیه گازوئیل کشاورز چه شد؟ هزینه تولید را چگونه با نرخ فروش همخوان میکنند؟ شفافیت مالی جشن کجاست؟ و پژوهشکده پسته را برای کمک به کشاورز تقویت میکنند یا برای تبلیغات؟
