سایت تحلیلی خبری روراستی

روایتی از یک شهید رفسنجانی؛ وقتی لباس پزشکی، جامه شهادت شد

در روزگاری که کشور درگیر جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران بود، جوانانی از این سرزمین با احساس مسئولیت در برابر وطن، برای دفاع از میهن اسلامی راهی جبهه‌های نبرد شدند. در میان آنان، جوانی از روستای قاسم‌آباد رفسنجان حضور داشت که در کنار تحصیل در رشته پزشکی، لباس رزم نیز بر تن کرد تا هم از مرزهای کشور دفاع کند و هم مرهمی بر زخم‌های مجروحان جنگ باشد.

به گزارش روراستی، به مناسبت میلاد حضرت زینب کبری (س) و روز پرستار به روایتی از شهیدی از خطه قاسم آباد می پردازیم.

شهید مجید پورجهانی؛ روایت جوانی که در دو لباس علم و ایثار به استقبال شهادت رفت

در روزگاری که کشور درگیر جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران بود، جوانانی از این سرزمین با احساس مسئولیت در برابر وطن، برای دفاع از میهن اسلامی راهی جبهه‌های نبرد شدند. در میان آنان، جوانی از روستای قاسم‌آباد رفسنجان حضور داشت که در کنار تحصیل در رشته پزشکی، لباس رزم نیز بر تن کرد تا هم از مرزهای کشور دفاع کند و هم مرهمی بر زخم‌های مجروحان جنگ باشد.

شهید مجید پورجهانی، دانشجوی جوان پزشکی، تنها ۲۰ سال داشت که در عملیات کربلای ۵، در تاریخ ۲۴ دی‌ماه ۱۳۶۵، هنگام مداوای یکی از رزمندگان مجروح، به شهادت رسید. او از جمله جوانانی بود که علم و ایمان را در کنار هم معنا کردند و خدمت به انسان‌ها را تا واپسین لحظه زندگی ادامه دادند.

جوانی که از نوجوانی به افق شهادت می‌اندیشید

مجید پورجهانی در نخستین ماه بهار سال ۱۳۴۵ در روستای قاسم‌آباد رفسنجان، در خانواده‌ای مذهبی و در میان هشت خواهر و برادر چشم به جهان گشود. او از هوش، استعداد و ذهنی منظم برخوردار بود و در کنار تحصیل، به مطالعه، فعالیت‌های فرهنگی و مسائل اجتماعی و اعتقادی علاقه فراوان داشت.

کتابخانه شخصی او در دوران نوجوانی، مجموعه‌ای از آثار اندیشمندان و شخصیت‌های برجسته‌ای همچون شهید آیت‌الله دستغیب، آیت‌الله طالقانی و دکتر علی شریعتی را در خود جای داده بود. نکته تأمل‌برانگیز آنکه، بنا بر روایت‌های نقل‌شده از زندگی او، نام «شهید مجید پورجهانی» را در صفحات نخست برخی از کتاب‌هایش می‌نوشت؛ گویی از همان نوجوانی، افقی فراتر از زندگی روزمره را پیش روی خود ترسیم کرده بود.

از دیدار امام خمینی (ره) تا حضور در میدان دفاع از وطن

مجید در سال‌های نخست پیروزی انقلاب اسلامی، در حالی که هنوز جوانی کم‌سن‌وسال بود، توفیق دیدار با امام خمینی (ره) را یافت. پس از آن، احساس مسئولیت در قبال انقلاب و کشور، بیش از پیش در زندگی او جلوه‌گر شد.

او در کنار مسیر علمی خود، در فعالیت‌های بسیجیان و رزمندگان مشارکت داشت و در عرصه‌های فرهنگی و هنری نیز فعال بود. حضور در گروه هنری و نمایشی و فعالیت در حوزه مقاله‌نویسی کادر پزشکی رفسنجان، بخشی از تلاش‌های این جوان پرتلاش را تشکیل می‌داد.

با وجود استعداد علمی و آینده‌ای که می‌توانست در عرصه پزشکی پیش روی او قرار گیرد، مجید حضور در جبهه را وظیفه‌ای مهم می‌دانست؛ به‌ویژه آنکه معتقد بود نیروهای متخصص و آموزش‌دیده باید در کنار رزمندگان حضور داشته باشند تا مجروحان را مداوا کنند و آنان پس از بهبودی بتوانند بار دیگر در دفاع از کشور نقش‌آفرینی کنند.

از مکبّری مسجد تا قهرمانی در میدان ورزش

زندگی شهید پورجهانی تنها به تحصیل و حضور در جبهه محدود نمی‌شد. او در دیار خود، مکبّر مساجد بود و در عرصه ورزش نیز استعداد و توانمندی قابل‌توجهی داشت؛ به‌گونه‌ای که در رشته کشتی به مقام قهرمانی شهر و استان دست یافت.

امروز نیز نام این شهید بزرگوار بر یک مجموعه ورزشی در شهر رفسنجان نقش بسته است؛ مجموعه‌ای که در رشته‌هایی همچون فوتبال، فوتبال ساحلی و کشتی فعالیت دارد و می‌تواند یادآور پیوند میان نام و خاطره شهیدان با تربیت نسل جوان باشد.

آخرین لحظات؛ وقتی لباس پزشکی، لباس شهادت شد

روایت شهادت مجید پورجهانی، تصویری روشن از معنای مسئولیت‌پذیری و ایثار در روزهای دفاع مقدس به دست می‌دهد.

بر اساس روایت نقل‌شده از لحظه شهادت او، مجید در خط مقدم جبهه مشغول پانسمان سر و مداوای یکی از رزمندگان مجروح اهل زرند بود که بر اثر اصابت ترکش‌های دشمن، از ناحیه پهلو و پشت سر مجروح شد و به شهادت رسید.

هنگامی که پیکر مطهر این شهید به عقب منتقل شد، تصویر امام خمینی (ره) بر لباسش دیده می‌شد و کیف ابزار پزشکی او نیز همراه پیکرش بود؛ تصویری ماندگار از جوانی که هم‌زمان در سنگر دفاع از میهن و سنگر نجات جان انسان‌ها حضور داشت.

مجید در جبهه تنها یک رزمنده نبود؛ او پزشکی بود که مسئولیت خود را در قبال مجروحان، حتی در سخت‌ترین شرایط، رها نکرد و سرانجام در همان مسیر به شهادت رسید.

«گر دل شیر نداری، سفر عشق مرو»

وصیت‌نامه شهید پورجهانی نیز بازتابی از جهان‌بینی معنوی و باورهای عمیق اوست. او در آغاز وصیت‌نامه خود، پس از نام خداوند و سلام بر شهدا، این عبارت را نوشته است: «گر دل شیر نداری، سفر عشق مرو»

این جمله، در کنار روایت زندگی و شهادت او، تصویری از جوانی ترسیم می‌کند که حضور در جبهه را نه یک انتخاب احساسی و گذرا، بلکه مسئولیتی آگاهانه می‌دانست.

او هنگام اعزام به جبهه به والدین خود گفته بود که در خط مقدم، به افرادی همچون او نیاز است تا مجروحان را مداوا کنند و زمینه بازگشت دوباره آنان به میدان دفاع از کشور فراهم شود.

این نگاه، جوهره شخصیت شهید پورجهانی را نشان می‌دهد؛ انسانی که در روزگار جنگ، دانش پزشکی را از دفاع از وطن جدا نمی‌دانست و خدمت به همنوع را بخشی از رسالت خود به شمار می‌آورد.

روز پرستار؛ فرصتی برای بازخوانی یک الگوی ماندگار

تقارن یادآوری چنین زندگی‌هایی با میلاد حضرت زینب کبری (س) و روز پرستار، فرصتی برای تأمل در ارزش خدمت به انسان‌ها، صبوری در دشواری‌ها و مسئولیت‌پذیری در لحظات حساس زندگی است.

حضرت زینب کبری (س)، نماد صبر، استقامت و رسالت‌مداری پس از واقعه کربلاست و روز پرستار نیز فرصتی برای قدردانی از کسانی است که با دانش، مهارت و تعهد انسانی خود، در مسیر حفظ جان و سلامت دیگران گام برمی‌دارند.

زندگی شهید مجید پورجهانی، از این منظر، روایتی ارزشمند از پیوند علم، ایمان، ایثار و خدمت است؛ جوانی که می‌توانست آینده خود را در مسیر تحصیل و طبابت دنبال کند، اما در روزهای دشوار دفاع مقدس، مسئولیت خود را در کنار رزمندگان و مجروحان جست‌وجو کرد.

شهید مجید پورجهانی در ۲۰سالگی به شهادت رسید، اما روایت زندگی او همچنان حامل پیامی روشن است: ارزش انسان‌ها تنها به سال‌های عمرشان نیست، بلکه به مسئولیتی است که می‌پذیرند و اثری که از خود بر جای می‌گذارند.

یاد و نام شهید مجید پورجهانی، این جوان رشید و ایثارگر برخاسته از قاسم‌آباد رفسنجان، و همه شهدای اسلام و انقلاب را گرامی می‌داریم و به روان پاک آنان درود می‌فرستیم.

خروج از نسخه موبایل