مجتمع مس سرچشمه، این روزها بیشتر از آنکه دغدغهٔ تولید داشته باشد، درگیر یک معضل بزرگ به نام بیمدیری است. چند ماهی میشود که مدیر روابطعمومی مجتمع بازنشسته شده و هنوز کسی جای او را نگرفته است.
به گزازش روراستی، مجتمع مس سرچشمه، این روزها بیشتر از آنکه دغدغهٔ تولید داشته باشد، درگیر یک معضل بزرگ به نام بیمدیری است. چند ماهی میشود که مدیر روابطعمومی مجتمع بازنشسته شده و هنوز کسی جای او را نگرفته است. این در حالی است که روابطعمومی در یک مجموعهٔ عظیم صنعتی، فقط یک پست اداری نیست؛ این جایگاه، پل ارتباطی بین مجتمع مسئولان، مردم، کارگران و رسانههاست. وقتی این پل برای ماهها بدون متولی بماند، فاصلهها بیشتر و اعتماد کمتر میشود.
متأسفانه این مشکل فقط به روابطعمومی ختم نمیشود. ماههاست که معاونت پشتیبانی، مدیریت آموزش، مدیریت فاوا رئیس روابط عمومی،و … هم بدون مدیر رسمی کار میکنند. یعنی چندین پست کلیدی در مجتمع بیصاحب مانده و امور با سرپرستهای موقت پیش میرود. این یعنی نه تنها برنامهای برای جانشینپروری وجود ندارد، بلکه به نیروهای باتجربهٔ داخلی هم بیاعتنایی میشود.
حالا بعد از شش ماه، شرکت ملی مس برای پایان دادن به این بلاتصدیِ طولانی، فردی را از بیرون مجتمع برای مدیریت روابطعمومی معرفی کرده است؛ فردی که بهگفتهٔ مسئولان، شاخصهای لازم برای ارتباط با رسانهها، مسئولان و بدنهٔ شرکت مس را دارد. ظاهراً این انتخاب، بر اساس نیازهای کلان مجموعه و با در نظر گرفتن الزامات ارتباطیِ این جایگاه حساس انجام شده است.
اما نکتهٔ قابلتأمل اینجاست که حالا آقای صالحی مقابل این انتصاب ایستاده و با سنگاندازی و بهانهتراشی، موضوع را به رسانهها و فضای مجازی کشانده است. گویا میخواهد با ژست دفاع از نیروهای داخلی مس، جلوی این تصمیم را بگیرد و خود را دلسوزِ مجتمع نشان دهد.
سؤال اینجاست: جناب صالحی، شما که حالا اینقدر دغدغهٔ استفاده از نیروهای داخلی را دارید، چرا در این شش ماه هیچ اقدامی نکردید؟ چرا روز اولِ بازنشستگی مدیر قبلی، یک سرپرست موقت تعیین نکردید تا امور از روال نیفتد؟ چرا فرصت کافی برای کادرسازی و شایستهگماری فراهم نکردید تا امروز دست شرکت ملی برای انتخاب از بیرون باز نباشد؟
شما شش ماه تمام سکوت کردید و مجتمع را بدون متولیِ روابطعمومی رها کردید. حالا که شرکت ملی برای جبران این خلأ، دست به انتخاب یک نیروی بومی از شهرستان زده، ادعای دلسوزی برای نیروهای بومی درون مجتمع، رنگ و بویی جز بهانهتراشی ندارد. اگر واقعاً به نیروهای داخلی اعتقاد داشتید، همان روز اول سرپرست تعیین میکردید و بعد با برنامهریزی، مدیر اصلی را از بین گزینههای شایسته انتخاب مینمودید. این تعللِ ششماهه، مقصر اصلیِ وضعیت امروز، خودتان هستید، نه شرکت ملی و نه فردی که از بیرون معرفی شده است.
توجیه تکراری تهران اجازه نمیدهد هم دیگر برای مردم رفسنجان تازگی ندارد. ماجرای مرکز شهید ستاری را یادتان هست؟ آنجا هم با تعلل در تصمیمگیری، کنترل مرکز از دست شهرستان خارج شد و ضربهاش به خود رفسنجان خورد.
شما در آبان ۱۴۰۳ قول دادید هر شش ماه یکبار آزمون استخدام بگیرید تا جوانان متخصص رفسنجانی جذب مجتمع شوند. نزدیک به دو سال از آن قول میگذرد، اما هنوز اولین آزمونی که برگزار شده به سرانجام نرسیده است. جوانان بیکار این شهر ماههاست چشم به راه کار در مجتمع هستند و وعدهها روی زمین مانده است.
مس در سالهای گذشته پروژههای زیادی کلنگزنی کرده، اما هیچکدام پیگیری نشد و نتیجهاش وضعیت امروز مردم رفسنجان است.
جناب مهندس صالحی، شما خودتان رفسنجانی هستید و این فرصت مدیریتی برای شما کوتاه و ارزشمند است. مردم رفسنجان و کارگران مجتمع، از شما انتظار عمل دارند، نه وعده.
لطفاً برای احقاق حقوق مردم این شهر، از تمام ظرفیتها استفاده کنید و نگذارید حق نیروهای بومی و مردم رفسنجان پایمال شود.
مستندات زیادی هست که به خاطر حفظ شأن مجتمع و جایگاه شما از طرحشان خودداری کردهایم، اما اگر لازم باشد، حرفهای بیشتری برای گفتن داریم.
شش ماه برای پر کردن یک جایگاه مدیریتی، زمان کمی نیست. فرصت را از دست ندهید.